دلتنگی های یه موجود دوپا

خرید بک لینک
با عباس دعوا کردمدعوا که نه... یه مشاجره خیلی جدیسر همین وتنو ایناحرف هاش تماما منطقی بود، ولی احساسات من نمی پذیرتش!مثل زن ها شده ام! تماما احساس و بدون اپسیلونی منطق!!...نمیدانم واقعاحاجیان داشت بهم میگفتمیگفت غصه این دوسال رو داری میخوریگفتم طبیعتا... فقط... انقدر تابلوئه؟ گفت اره...غصه دوسال مهم که ندیدمش یک طرفغصه تحمل اون کثافت رذل یکطرفغصه تغییراتش یک طرف...و غصه دلگیری خودم هم یکطرف!پیام های تلگرامم را کی میخوانم، چشمم به تاریخ هایش که می افتد حرص میخورم...حرصی پیچیده شده در زرورقی از غصه...بعضی اشتباهات زندگی هرگز قابل جبران نیستندخصوصا آنهایی که درگیر زمان هستند و با عبور گرد زمان فرسوده میکندشان دلتنگی های یه موجود دوپا...

ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:21

فکر کنم تا دقایقی دیگر وارد به کیرم ترین تولد عمرم میشم...

.

.

.

همه به کیرم

برین به درک اصلا

من علیرضایم را میخواهم

کنارش دراز بکشم و ساعت ها نگاهش کنم... 

ساعتها!

دلتنگی های یه موجود دوپا...

ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:21

فردا اولین سخنرانی گنده مه

پشمام ریخته از استرس

...

بعد مشکل اینه که یه راست غول مرحله آخر اومد سراغم!

تاقبلش برای بچه ها حرف میزدم؛ الان باید واسه ی دانشجوهایی حرف بزنم که بعد من قراره صحبت های رائفی پور و بشنون!

!

پشماااااااااام

پ.ن: خدایا

من که هیچ عنی نیستم

خودت کمکم کن، خودت جمعش کن

همونجوری که تا الان هوامو داشتی....

دلتنگی های یه موجود دوپا...

ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:21

صفحه بندی